با ما همراه باشید

اقتصاد

محیط زیست و منابع طبیعی را دریابیم!

منتشر شده

در

محیط زیست و منابع طبیعی را دریابیم!

امیرحسین عامری سرابی، روزنامه نگار– یکی از مهمترین چالش هایی که منابع طبیعی و محیط زیست کشور عزیزمان ایران با آن مواجه است، نگاه صرفا اقتصادی به آن می باشد و استفاده حداکثری از منابع آن چه از لحاظ جانوری، گیاهی و معدنی بدون توجه به اکوسیستم و محیط زیست، نه تنها نادرست است، بلکه پیامدهای فاجعه باری را به همراه خواهد داشت!

از آنجاییکه اقتصاد منابع طبیعی عرضه، تقاضا و تخصیص منابع طبیعی موجود در زمین را بررسی می‌کند؛ باید این نکته را مدنظر قرار داد که هدف اصلی اقتصاد منابع طبیعی، شناخت بهتر نقش آن در اقتصاد است که به منظور توسعه روش‌های پایدارتر مدیریت این منابع و در جهت تضمین باقی ماندن آن برای نسل‌های آینده صورت می‌گیرد.

در همین راستا سازمان ها و نهادهای تصمیم ساز باید توجه داشته باشند که مابه ازای استفاده از منابع طبیعی آن هم در تمامی ابعاد، چه دستاوردی می توانیم داشته باشیم و همینطور چه چیزهایی را نیز از دست می دهیم و اگر این از دست دادن ها؛ غیر قابل بازگشت باشد و منابع طبیعی و محیط زیست را به نابودی می کشاند؛ اصلا چرا باید از این منابع طبیعی استفاده و برداشت نمود؟!

باید بپذیریم چِرای بی حد و مرز دام در مراتع و جنگل ها، برداشت بی رویه از شن و ماسه کف رودخانه ها، کوه خواری و جنگل خواری و برداشت بی رویه چوب و همچنین برداشت بی رویه از معادن و نابودی منابع آبی و خاکی؛ نه تنها اکوسیستم کشور عزیزمان ایران را نابود می کند، بلکه شاهد تغییر اقلیم و همچنین فرسایش خاک و فرونشست زمین در دشت های پهناور و مناطق مختلف کشور نیز هستیم!

به همین دلیل باید با وسواس بیشتری این مقوله را دنبال نمود و تمامی مدل های اقتصادی که برای کشور در نظر گرفته می شود باید با ویژگی های خاص نهاده های منابع طبیعی سازگار باشد و از نگاه صرفا سنتی به منابع طبیعی نظیر شیلات، جنگلداری و استخراج های معدنی پرهیز نمود و به جنبه های دیگر آن از لحاظ آب و هوا و تنوع زیستی و … نیز توجه نمود.

هرچند که زمین خواری و کوه خواری و ساخت و ساز بی رویه ویلاها در ارتفاعات و همچنین دفن غیراصولی زباله در جنگل ها سرعت نابودی منابع طبیعی و محیط زیست و تمامی موجودات آن را صد چندان نموده است، اما درک این موضوع که حال روز منابع طبیعی و محیط زیست کشورمان ایران همانند اقتصادمان ناخوش است، می تواند تلنگری باشد برای استفاده از ظرفیت حداکثری متخصصان و دلسوزان این آب و خاک که اگر بدین مقوله توجه ویژه نداشته باشیم، قطعا پیامدهای زیست محیطی و تغییر اقلیم غیرقابل بازگشتی نظیر سیل، خشکسالی، فرونشست و … را به مرور تجربه خواهیم نمود…

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اقتصاد

ویلاسازی؛ بلای جان زمین های جنگلی و کشاورزی مازندران

ویلاسازی؛ بلای جان زمین های جنگلی و کشاورزی مازندران

منتشر شده

در

توسط

ویلاسازی؛ بلای جان زمین های جنگلی و کشاورزی مازندران
ویلاسازی؛ بلای جان زمین های جنگلی و کشاورزی مازندران

مسلم ناظری؛ روزنامه نگار- در سده گذشته، سرمایه داران بزرگ برای تجارت و آگاهی از زندگی اجتماعی جوامع، فرصت هایی را ایجاد می کردند. این فرصت ها بسته به منطقه و فرهنگ آن دارای تفاوت های بسیاری بود. گاه با شکل ایجاد مسافرخانه، گاه با خرید زمین. یکی از بیماری های جوامع عقب مانده، نبود آگاهی از کاری ست که می کنند. این نبود آگاهی خود دلیلی بر اقتصاد ناتوان دارد. زمانی که اقتصاد یک منطقه یا یک ملت دچار ناتوانی باشد، رشدی پدید نمی آید، چون شکم گرسنه تنها به دنبال سیر کردن خود است.

این اتفاق باعث یک رابطه دو سویه بین فرد ناتوان و دارا می شود. دارا به دنبال افزایش دارایی و سرمایه خود است و ناتوان تلاش می کند هر کاری را انجام دهد تا بتواند زندگی کند. این یک اصل است که توانمند ناتوان را زیر دست و پا له می کند.

امروزه، به دلیل فاصله طبقاتی شدید در جامعه که خود از یک اقتصاد بیمار خبر می دهد، پیشه های دارای قدمت تاریخی مانند کشاورزی، در ایران دچار بحران شدید شده اند. پیشتر این بحران برای خشکسالی یا سیل اتفاق می افتاد، در حالی که اقتصاد بیمار استان، بحرانی تازه بر این ها افزود. شاید اگر سازمان ها و نهادهای مربوطه به جای کم کاری و سهل انگاری بیشتر به کشاورز و ارزش کاری او اهمیت می دادند، امروز شاهد فروش زمین نبودیم.

دهه هاست که کشاورزان با فروش اراضی استان مازندران به سرمایه گذاران خارج از استان اعم از تهران، مشهد و دیگر شهر های بزرگ نه تنها اکثر فضای سبز و محیط زیست استان را به ساختمان، هتل و برج های تجاری تبدیل کرده است بلکه از نظر اقتصادی نیز چیزی جز ضرر برای استان نداشته است.

استانی که در گذشته دارای هویت تاریخی و فرهنگی بود، امروز به سوی یک هفتادُ دو ملت پیش می رود. زمین هایی که ارزش آنها بیش از طلاست ولی به سادگی از چنگ کشاورز زحمتکش در می آورند. اینجا چند عامل باعث ایجاد چنین مشکلاتی است.

یکی از آنها می تواند مافیای ویلا سازی باشد. هرم قدرتمندی که مازندران را از یک استان سر سبز به یک استان ویلایی تبدیل کرده است. آن کشاورز آن باغبان آن زمین دار اگر محصول خود را به ارزش واقعی بفروشد، از سوی سازمان های مربوطه حمایت شود، در استان به آن بها داده شود، آیا باز هم زمین خود را دو دستی تقدیم این مافیا خواهد کرد؟ مافیایی که تنها به دنبال سودآوری است و هیچ اهمیتی نه به استان و اقتصاد آن، بلکه به انسان و انسانیت هم نمی دهد.

یک عامل دیگر بی اهمیتی مسئولان است. ما در غرب استان می بینیم که شهرداری فلان شهر هتل دارد. در بهترین شکل بخش خدمات این هتل ها را جوانان مازندرانی بر عهده دارند با این دلخوشی که بیکار نیستند. ولی آیا درآمد حاصل از خدمات دهی به استان باز می گردد؟

افراد از همین شهرهای بزرگ برای گذراندن تعطیلات به شمال کشور سفر می کنند و در این هتل ها و برج ها ساکن می شوند و عملا بیشترین هزینه ی سفرشان را در این گونه مکان ها می پردازند حال آنکه همه  در آمد حاصل از گردشگران استان از طریق مالکان جدید از استان خارج شده و تعطیلات و گردشگری چیزی جز ترافیک، زباله، آلودگی محیط زیست و … ندارد!

در این بین اتفاق شگفت انگیز دیگری هم در حال رخ دادن است و آن حضور این همه مالک غیر بومی در استان است که تضاد فرهنگی و اجتماعی را به همراه دارد که یقینأ با توجه به خرید اراضی استان توسط سرمایه داران عرب که اخیرأ خیلی شایع شده است این اختلاف ها بیشتر نیز می شود. همچنین با مالکیت اعراب درآمد های حاصل از گردشگری نه تنها از استان بلکه از کشور هم خارج می شود و این ضربه اقتصادی بزرگی است که باید برای حل آن‌ راه حل مناسبی یافت.

ادامه مطلب

اجتماعی

شکوفایی آینده ایران در گرو توجه جدی به قشر فرهنگی جامعه

شکوفایی آینده ایران در گرو توجه جدی به قشر فرهنگی جامعه

منتشر شده

در

توسط

شکوفایی آینده ایران در گرو توجه جدی به قشر فرهنگی جامعه
شکوفایی آینده ایران در گرو توجه جدی به قشر فرهنگی جامعه

مسلم ناظری؛ روزنامه نگار- یکی از مهم ترین ویژگی های جوامع متمدن و پویا، اهمیت دادن به امر آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش اگر در وهله نخست به طور ویژه به آن پرداخته نشود، می تواند آسیب های جدی به فرهنگ و آینده ی ملت ها وارد کند. با گذشت بیش از 4 دهه از انقلاب اسلامی در ایران، معلمان همواره یکی از مهم ترین نقش در تربیت نسل و انتقال مفاهیم انسانی- اجتماعی را بر عهده دارند. وظیفه ای که می تواند در آینده از فرزندان امروز، بزرگترین سرمایه های ملی را بسازد و عامل رشد و ترقی کشور به حساب آید.

ولی آنچه در این بین به آن توجه نشده است، جایگاه حقیقی و معنوی معلمان در سیستم آموزشی کشور است. معلم امروز به جای آنکه تمام تمرکز و دانش خود را برای خدمت کردن به جامعه و پرورش نسل معطوف کند، گاه مجبور است برای امرار معاش به کارهایی به مانند مسافر کشی یا اشتغال در ساعت غیر اداری مشغول شود. نابسامانی سیستم ناتوان آموزش و پرورش در دولت های گذشته و امروز، همگی عاملی شدند تا معلم امروز بر دریافت حقوق مادی و معنوی خود دست به اعتراض و گاه تجمع بزند تا شاید بتواند جایگاه خود را تثبیت کند.

تمام این دست اتفاق ها زمانی رخ می دهد که مدیریت ناکارآمد در راس امور تصمیم گیری برای این وزارت خانه ی حساس و حیاتی قرار دارد و بدون توجه به خواسته و نیاز اساسی و اصلی قشر فرهنگی کشور، اقدام به تصمیم های عجولانه، بدون کارشناسی و درک درست بگیرد. قشر فرهنگی جامعه ستون های شکوفایی جامعه است. زمانی که نسبت به دغدغه و مشکلات این قشر بی مهری می شود، پس نباید انتظار آن را داشته باشیم که معلم امروز با تمامی سختی ها سر سازگاری داشته باشد و بتواند کیفیت درستی در تدریس ارائه دهد.

در همین راستا تصمیم گیران برای یک بار هم که شده مسأله آموزش و پرورش را با نگاه اقتصادی و دو دو تا چهارتا و کالامحور نسنجند و بدانند که آموزش و پرورش از لحاظ اقتصادی نه تنها هزینه بر نیست، بلکه درآمدزا نیز هست و ثمره ی چنین سرمایه گذاری را در دهه ها و نسل های آینده مشاهده خواهند کرد، ثمره ای که اگر امروز بدان توجه کافی شود در آینده قطعا سربلندی و اقتدار کشورمان ایران را به همراه خواهد داشت.

ادامه مطلب

اجتماعی

تجاوز روسیه؛ توهم یک رویا

تجاوز روسیه؛ توهم یک رویا

منتشر شده

در

توسط

تجاوز روسیه؛ توهم یک رویا
تجاوز روسیه؛ توهم یک رویا

مسلم ناظری؛ روزنامه نگار- در حدود 24 روز از تجاوز ارتش روسیه به خاک اوکراین می گذرد و در این مدت نظامیان و غیر نظامیان بی شماری بر طبق آمار جان خود را از دست داده اند. از بمباران مدارس و مراکز نظامی تا آسیب به بیمارستان ها و مراکز هسته ای از جمله چرنوبیل، همگی بیانگر عمقِ فاجعه ای است که می تواند در آینده، گریبان گیر اروپا و جهان شود. در این بین آنچه شاید بدان پرداخته نشد، رویایی بود که رئیس جمهور وقت روسیه بر اساس آن دست به اشغالگری زد. رویای بازسازی باورهای تزاری با تکیه بر جهان گشایی بی چون و چرا. دولت وقت روسیه با بهانه عضویت در اتحادیه اروپا و نقش پر رنگ ناتو در مناسبات آینده منطقه، درست به مانند بهانه دولت جورج بوش با عنوان سلاح های کُشتار جمعی در حمله به عراق؛ به دنبال یک ستیز بزرگ و یورش همه جانبه بر استقلالِ ارضی اوکراین؛ کوشید تا ذهنِ پریشانِ جهانیان را نسبت به این اتفاق، سنجیده و به نوعی به چالش بکشد. دولت روسیه با یک فرار رو به جلو و نقشِ یک قربانی را بازی کردن، همان راهی را پیمود که پیش از او هیتلرها و استالین های زمانه پیمودند!

شاید آنچه پوتین و هم اندیشان او متصور نبودند، دفاع جانانه مردم اوکراین نسبت به این تجاوز و اشغال گری بود. درست به مانند جنگ جهانی دوم که استالین با سیاستِ زمین سوخته، نیمی از مردم اوکراین را در گرسنگی از بین برد، پوتین نیز به پیروی از چنین باوری، تلاش کرد که اراده مردم اوکراین را در هم بشکند و به نوعی بر این باور بود که می تواند در کمتر از 48 ساعت کیِف را تسخیر کند. حال با گذشت نزدیک به ۲۰ روز از پیاده سازی طرح و برنامه های دولت پوتین، آنچه قابل مشاهده است، باتلاقی است که دولت روسیه خود را در حالِ دست و پا زدن در آن می بیند.

اینک دولت روسیه نه راه پسی در جلوی پای خویش می بیند و نه راهِ پیشی. از تحریک های گسترده آمریکا که به نوعی ارزش روبل را به شدت با کاهش مواجه کرد، تا بستن حریم هوایی اروپا بر روی هواپیماهای روس، همگی نشان دهنده عمیق بودن باتلاقی هستند که پوتین و هم اندیشان او، خود را در آن می بینند. این باتلاق می تواند پایانی بر یک رویا باشند. رویایی که با شواهد موجود بیشتر به یک توهم شباهت دارد تا یک رفتارِ سنجیده و درک درستِ استراتژیک.

 

آینده تاریک

جنگِ اوکراین می تواند بیش از آن چیزی که می بینیم بر آینده جهان تاثیر بگذارد. بر هم خوردن نظم و ساختار سیاسی منطقه، افزایش سرسام آور قیمت نفت که با پیش بینی برخی از کارشناسان می تواند تا بیش از 400 دلار به ازای هر بشکه برسد، افزایش بهای گندم و فرآورده های آن، درگیری های گسترده تر در ابعاد جهانی و چه بسا جنگِ اتمی. البته باید به این نکته اشاره کرد که جنگِ اتمی یک احتمال بسیار اندک است، زیرا این دست تهدیدها به نوعی یک دستاویز است تا دولت ها بتوانند از طریق آن به باج خواهی بیشتر نسبت به خواسته های خود روی آورند.

جنگ در هر ابعادی نتیجه ای جز ویرانی، تباهی، آوارگی و نابودی ندارد و اگر امروز در برابر چنین دست تجاوزهایی کاری صورت نگیرد چه بسا دودِ این دست ستیزها و اشغالگری ها در چشم دیگر ملت ها برود. روسیه از دیرباز نشان داد که به دنبال گسترش راه های تنفس خود است و همیشه رویای دست یابی به آب های آزاد و تجارت از این طریق را در سر می پروراند. از تجاوز تاریخی روس ها به ملت ایران در دوره های متفاوت تاریخی تا جدا کردن بخش بزرگی از خاک ایران، همگی بیانگر خطری است که می تواند در آینده دامن گیر ایران و ایرانیان شود. حمایت بی چون و چرا برخی از چهره های سیاسی کشور از دولت روسیه به بهانه ای دوستی با ایران درست به مانند مَثَل خاله خرسه است.

 

آمریکا، اروپا و پایانِ ماجرا

اینک و درست در زمانی که جهان می تواند با یک اشتباهِ بزرگِ تاریخی، نسخه ماندگاری و پویایی خود را بر همیشه بپیچد، دولت ها با وسواس و احتیاط خاصی نسبت به این تجاوز رفتار می کنند. تبعیت نکردن اروپا از تحریم نفت و گاز روسیه، به زعم برخی از کارشناسان شاید پایان قدرت نمایی آمریکا در جهان باشد ولی نباید این موضوع را فراموش کنیم که بیش از 40% گاز اروپا را روسیه تامین می کند. از این رو همراهی نکردن اروپاییان با این دست تحریم ها، اصل منطق و درکِ درستِ مدیریت فرامنطقه ای را نشان می دهد.

تحریم نفت و گاز روسیه به دست دولت کنونی آمریکا شاید در کوتاه مدت تاثیر چندانی را در اقتصادِ جهانی نداشته باشد ولی بی گمان در دراز مدت باعث فروپاشی اقتصادی دولت روسیه خواهد شد. درست به مانند تحریم های کمر شکن دهه 80 میلادی که اتفاقا در آن زمان منجر به فروپاشی شوروی شد. در این بین نباید از نقشِ بنیاد های پشت پرده جهانی در جنگ اوکراین غافل شد. حال با تمامی این تفاسیر، جنگ امروز در اوکراین باتلاقِ تاریخی پوتین است و شاید به نوعی پایانِ یک توهم.

ادامه مطلب

برترین ها