با ما همراه باشید

اجتماعی

خوش‌نشینی زباله در ساحل محمودآباد و سورچرانی تبلیغاتی خارجی

منتشر شده

در

سید حسین جعفرپور : با گذشت بیش از دو سال از وعده مسوولان برای خالی کردن ساحل محمودآباد از زباله و به‌رغم جهانی شدن خبر آن، نه تنها این معضل زیست‌محیطی ساحل خزر برطرف نشده است، بلکه با گذشت زمان تبدیل به نمونه‌ای از جان سختی زباله در مازندران شده است.

دپوی زباله در ساحل شهرستان محمودآباد که یکی از مقاصد اصلی گردشگری در شمال کشور محسوب می شود و سالانه از حدود پنج میلیون مسافر میزبانی می کند، همواره یکی از سوژه های داغ طی سه سال اخیر بوده است.

سایت زباله محمودآباد که اکنون در فاصله حدود ۲۰ متری دریای خزر قرار دارد ، بیش از چهار دهه مقصد زباله مردم و مسافران این شهرستان ساحلی بوده است. همچنین این سایت در زمان پیک روزانه محل دپوی ۲۰ هزار تن زباله بود که به مرور زمان با جابه جایی آن به شهرهای مجاور و همچنین به مکان های خارج از استان از حجم آن کم شد ، اما هیچگاه به طور کامل سایت تخلیه نشد.

طبق وعده های پی در پی مسئولان و متولیان شهری ، شهرستانی و استانی، زباله های انباشته شده در ساحل محمودآباد هربار تا تخلیه کامل پیش رفت ، ولی هیچ وقت به پایان نرسید و بار دیگر با از سرگیری تخلیه زباله در این سایت زخم این معضل زیست محیطی سرباز کرده است.

این اتفاق که طی سال های اخیر چندین مرتبه تکرار شد. سال 98 بود که برای نخستین بار سایت دپوی زباله در ساحل محمودآباد به تیتر رسانه های داخلی و خارجی تبدیل شد و پس از آن بسیاری از مسوولان در سطوح مختلف به حرف آمدند و وعده دادند که این بار کار تمام خواهد شد و حتی گفتند که این مکان تبدیل به پارک می شود. از آن زمان تاکنون حدود سه سال سپری شده است ولی نه زباله سایت به طور کامل تخلیه شده است و نه خبری از وجود برنامه برای تبدیل آن به پارک است.

گذشته از این با انتخابات شورای ششم و تغییرات صورت گرفته در مدیریت شهری محمودآباد ، دیگر پیگیری وعده ای که داده بودند عملا امکان پذیر نیست. شاید به همین دلیل بود که باز هم پای معضل زباله محمودآباد به رسانه های خارج از کشور باز شد.

در روزهای اخیر یکی از شهرندان محمودآبادی با تهیه فیلمی از مکان سایت زباله شهرش و فرستادن آن برای یکی از شبکه های خبری خارج کشور اعتراض خود را به دپوی مجدد زباله در این مکان اعلام کرد. در این ویدئو چند ثانیه‌ای یک شهروند محمودآبادی به زباله دپو شده اشاره می کند و می گوید: کوهی از زباله در این منطقه دپو شده است و چهل سال است که این منطقه در آشغال غرق است و این هم ساحل زیبای محمودآباد.

برخلاف ادعاهای مطرح شده در فیلم کوتاه شهروند محمودآبادی در باره وجود حجم زیادی از زباله در سایت ساحلی ، بررسی های میدانی خبرنگار ایرنا از محل این سایت نشان می دهد که حجم عظیمی از زباله که در گذشته حتی وارد دریا نیز شده بود، دیگر در منطقه وجود ندارد ولی سایت خالی از زباله هم نشده است و شوربختانه این روزها بار دیگر زباله جدید در این منطقه دپو می شود و همین امر نیز نگرانی مردم را به دنبال داشته است.

شهروندان محمودآبادی نگرانند که  کلاف سردرگم زباله شهرشان  بار دیگر به نقطه آغازش باز گردد ، زیرا تجربه نشان داده است در دوره های قبل زباله هربار تا مرز تخلیه کامل پیش رفت ولی دوباره و چندباره با توسل به بهانه های مختلف متوقف شد. مثلا یک بار  شیوع ویروس کرونا  و ممنوعیت عبور و مرور کامیون های زباله برای خروج از استان بهانه شد، بار  دیگر استعفای شهردار کار را متوقف کرد ، تغییر فرماندار نیز یک بار بهانه برای خوش نشینی بیشتر زباله در ساحل فراهم کرد.

طی دو سال اخیر بارها از سوی مسوولان شهری و یا استانی وعده یافتن زمین مناسب برای ساخت سایت جدیدی داده شد ، ولی هر بار به دلایلی که حتی برای مردم نیز غیرقابل پذیرش است، با بن بست مواجه شد. جابه جایی محل دفن، انتقال به استان دیگر، ارسال به زباله سوز و برنامه هایی از این دست بارها و بارها به عنوان گزینه روی میز مسئولان محمودآبادی تبلیغ شد ، ولی هیچکدام به سرانجام مطلوبی که بتواند ساحل را از زباله خالی کند ، نینجامید.

در حال حاضر نیز به نظر می رسد تا زمانی که زمین مناسب برای احداث سایت زباله مشخص نشود ، نمی توان به تخلیه کامل زباله از این ساحل امید داشت. هرچند حجم عظیمی از زباله از این مکان خارج شده است ، ولی راه حل کنونی که حمل زباله به خارج از استان است ، به اعتقاد کارشناسان و حتی خود مسوولان تنها یک مسکن موقتی است. تجربه نشان داده است اینگونه راه حل ها هر بار علاوه بر هزینه های گزافی که بر دوش شهرداری می گذارد، با شکست رو به رو می شود.

پیش تر در شهریور ماه امسال فرماندار محمودآباد گفته بود که  چند قطعه زمین برای احداث سایت زباله نامزد شده است که در صورت تایید  محیط زیست ، منابع طبیعی و سایر دستگاه های مرتبط تا آخر هفته تکلیف سایت زباله مشخص و به استان معرفی می شود.

 

اکنون اما با گذشت سه ماه همچنان زمینی برای احداث سایت زباله محمودآباد مشخص نشده است و  همچنان زباله محمودآباد اندر خم یک قطعه زمین باقی مانده است. و این درحالی است  مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران در مهر ماه ۹۹ اعلام کرده بود که این مجموعه برای همکاری در جانمایی مکان جدید دپو و پردازش زباله شهرستان محمودآباد آمادگی دارد و در اسرع وقت یکی از مکان های پیشنهاد شده برای سایت دپوی موقت و پردازش با رعایت تمامی ضوابط  زیست محیطی تایید خواهد شد.

دپوی کمتر از ۵۰۰ تن زباله در ساحل

معاون برنامه ریزی و هماهنگی امور عمرانی فرمانداری شهرستان محمودآباد در گفت و گو با خبرنگار ایرنا ضمن تکذیب وجود انبوهی از زباله در ساحل این شهرستان ، گفت : متاسفانه به علت اقلیم زیستی محمودآباد که از یک طرف با دریا احاطه شده است و طرف دیگر جلگه ای بودن شهرستان، امکان یافتن زمین مناسبی که تمامی شرایط مورد تایید محیط زیست را دارا باشد ،بسیار دشوار است .

جمال فاضلی افزود: با این حال پس از چندین جلسه در فرمانداری سه زمین برای معرفی به سازمان های زیربط از جمله محیط زیست و منابع طبیعی معرفی شد که متاسفانه هنوز هیچ یک از این زمین ها به تایید و موافقت این ارگان ها نرسیده است.

وی گفت که یکی از این زمین های انتخابی که در یکی از روستاهای محمودآباد واقع شده با مخالفت های مردمی نیز رو به رو است که قوز بالای قوز شده و کار را سخت تر کرده است.

معاون فرماندار محمودآباد توضیح داد: در حال حاضر رفع معضل زباله را از چندین جهت مختلف پیگیری می کنیم. دریافت تاییدیه زمین و احداث سایت زباله یکی از این راه حل ها است تا هرچه زودتر مشکل زباله برطرف شود و همچنین در این خصوص با چند شرکت دانش بنیان  برای تبدیل زباله به کمپوست نیز مذاکراتی داشتیم.

فاضلی حجم زباله دپو شده در ساحل محمودآباد را کمتر از ۵۰۰ تن عنوان کرد و گفت : زباله های قبلی دپو شده در ساحل که بیش از ۱۸ هزار تن  بود توسط شهرداری از این مکان تخلیه و به خارج از استان منتقل شده است.

وی افزود : زباله ای که در حال حاضر در ساحل وجود دارد زباله های تولیدی جدید است و شهرداری محمودآباد روزانه ۴۰ تن از این حجم کلی زباله را به مکان تعیین شده در خارج از استان انتقال می دهد که امید است با ادامه این روند در آینده ای نه چندان دور شاهد اتمام زباله انباشته شده در ساحل باشیم.

طبق آمار های رسمی روزانه حدود ۷۰ تا ۱۰۰ تن رباله در شهرمحمودآباد و روستاهای آن تولید می شود که البته این میزان در روزهای پایانی هفته و پیک مسافر بیشتر از دو برابر می شود.

نبود برنامه مشخص و تایید شده که بتواند این مقدار زباله روزانه را ساماندهی کند ، این پرسش را مطرح می کند که در صورت تداوم بی برنامگی از جمله معرفی نشدن سایت جدید آیا شهروندان محمودآبادی بار دیگر شاهد ساحل خوابی زباله شهرستانشان خواهند بود یا این که با توجه به برنامه ریزی جدی استاندار جدید و به میدان آوردن شهروندان و به صف کردن مسئولان تمامی شهرستان ها بویژه مدیران شهری این بار طلسم زباله محمودآباد واقعا شکسته و ساحل این شهرستان یک بار برای همیشه از زباله خالی خواهد شد؟

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اجتماعی

شکوفایی آینده ایران در گرو توجه جدی به قشر فرهنگی جامعه

شکوفایی آینده ایران در گرو توجه جدی به قشر فرهنگی جامعه

منتشر شده

در

توسط

شکوفایی آینده ایران در گرو توجه جدی به قشر فرهنگی جامعه
شکوفایی آینده ایران در گرو توجه جدی به قشر فرهنگی جامعه

مسلم ناظری؛ روزنامه نگار- یکی از مهم ترین ویژگی های جوامع متمدن و پویا، اهمیت دادن به امر آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش اگر در وهله نخست به طور ویژه به آن پرداخته نشود، می تواند آسیب های جدی به فرهنگ و آینده ی ملت ها وارد کند. با گذشت بیش از 4 دهه از انقلاب اسلامی در ایران، معلمان همواره یکی از مهم ترین نقش در تربیت نسل و انتقال مفاهیم انسانی- اجتماعی را بر عهده دارند. وظیفه ای که می تواند در آینده از فرزندان امروز، بزرگترین سرمایه های ملی را بسازد و عامل رشد و ترقی کشور به حساب آید.

ولی آنچه در این بین به آن توجه نشده است، جایگاه حقیقی و معنوی معلمان در سیستم آموزشی کشور است. معلم امروز به جای آنکه تمام تمرکز و دانش خود را برای خدمت کردن به جامعه و پرورش نسل معطوف کند، گاه مجبور است برای امرار معاش به کارهایی به مانند مسافر کشی یا اشتغال در ساعت غیر اداری مشغول شود. نابسامانی سیستم ناتوان آموزش و پرورش در دولت های گذشته و امروز، همگی عاملی شدند تا معلم امروز بر دریافت حقوق مادی و معنوی خود دست به اعتراض و گاه تجمع بزند تا شاید بتواند جایگاه خود را تثبیت کند.

تمام این دست اتفاق ها زمانی رخ می دهد که مدیریت ناکارآمد در راس امور تصمیم گیری برای این وزارت خانه ی حساس و حیاتی قرار دارد و بدون توجه به خواسته و نیاز اساسی و اصلی قشر فرهنگی کشور، اقدام به تصمیم های عجولانه، بدون کارشناسی و درک درست بگیرد. قشر فرهنگی جامعه ستون های شکوفایی جامعه است. زمانی که نسبت به دغدغه و مشکلات این قشر بی مهری می شود، پس نباید انتظار آن را داشته باشیم که معلم امروز با تمامی سختی ها سر سازگاری داشته باشد و بتواند کیفیت درستی در تدریس ارائه دهد.

در همین راستا تصمیم گیران برای یک بار هم که شده مسأله آموزش و پرورش را با نگاه اقتصادی و دو دو تا چهارتا و کالامحور نسنجند و بدانند که آموزش و پرورش از لحاظ اقتصادی نه تنها هزینه بر نیست، بلکه درآمدزا نیز هست و ثمره ی چنین سرمایه گذاری را در دهه ها و نسل های آینده مشاهده خواهند کرد، ثمره ای که اگر امروز بدان توجه کافی شود در آینده قطعا سربلندی و اقتدار کشورمان ایران را به همراه خواهد داشت.

ادامه مطلب

اجتماعی

تجاوز روسیه؛ توهم یک رویا

تجاوز روسیه؛ توهم یک رویا

منتشر شده

در

توسط

تجاوز روسیه؛ توهم یک رویا
تجاوز روسیه؛ توهم یک رویا

مسلم ناظری؛ روزنامه نگار- در حدود 24 روز از تجاوز ارتش روسیه به خاک اوکراین می گذرد و در این مدت نظامیان و غیر نظامیان بی شماری بر طبق آمار جان خود را از دست داده اند. از بمباران مدارس و مراکز نظامی تا آسیب به بیمارستان ها و مراکز هسته ای از جمله چرنوبیل، همگی بیانگر عمقِ فاجعه ای است که می تواند در آینده، گریبان گیر اروپا و جهان شود. در این بین آنچه شاید بدان پرداخته نشد، رویایی بود که رئیس جمهور وقت روسیه بر اساس آن دست به اشغالگری زد. رویای بازسازی باورهای تزاری با تکیه بر جهان گشایی بی چون و چرا. دولت وقت روسیه با بهانه عضویت در اتحادیه اروپا و نقش پر رنگ ناتو در مناسبات آینده منطقه، درست به مانند بهانه دولت جورج بوش با عنوان سلاح های کُشتار جمعی در حمله به عراق؛ به دنبال یک ستیز بزرگ و یورش همه جانبه بر استقلالِ ارضی اوکراین؛ کوشید تا ذهنِ پریشانِ جهانیان را نسبت به این اتفاق، سنجیده و به نوعی به چالش بکشد. دولت روسیه با یک فرار رو به جلو و نقشِ یک قربانی را بازی کردن، همان راهی را پیمود که پیش از او هیتلرها و استالین های زمانه پیمودند!

شاید آنچه پوتین و هم اندیشان او متصور نبودند، دفاع جانانه مردم اوکراین نسبت به این تجاوز و اشغال گری بود. درست به مانند جنگ جهانی دوم که استالین با سیاستِ زمین سوخته، نیمی از مردم اوکراین را در گرسنگی از بین برد، پوتین نیز به پیروی از چنین باوری، تلاش کرد که اراده مردم اوکراین را در هم بشکند و به نوعی بر این باور بود که می تواند در کمتر از 48 ساعت کیِف را تسخیر کند. حال با گذشت نزدیک به ۲۰ روز از پیاده سازی طرح و برنامه های دولت پوتین، آنچه قابل مشاهده است، باتلاقی است که دولت روسیه خود را در حالِ دست و پا زدن در آن می بیند.

اینک دولت روسیه نه راه پسی در جلوی پای خویش می بیند و نه راهِ پیشی. از تحریک های گسترده آمریکا که به نوعی ارزش روبل را به شدت با کاهش مواجه کرد، تا بستن حریم هوایی اروپا بر روی هواپیماهای روس، همگی نشان دهنده عمیق بودن باتلاقی هستند که پوتین و هم اندیشان او، خود را در آن می بینند. این باتلاق می تواند پایانی بر یک رویا باشند. رویایی که با شواهد موجود بیشتر به یک توهم شباهت دارد تا یک رفتارِ سنجیده و درک درستِ استراتژیک.

 

آینده تاریک

جنگِ اوکراین می تواند بیش از آن چیزی که می بینیم بر آینده جهان تاثیر بگذارد. بر هم خوردن نظم و ساختار سیاسی منطقه، افزایش سرسام آور قیمت نفت که با پیش بینی برخی از کارشناسان می تواند تا بیش از 400 دلار به ازای هر بشکه برسد، افزایش بهای گندم و فرآورده های آن، درگیری های گسترده تر در ابعاد جهانی و چه بسا جنگِ اتمی. البته باید به این نکته اشاره کرد که جنگِ اتمی یک احتمال بسیار اندک است، زیرا این دست تهدیدها به نوعی یک دستاویز است تا دولت ها بتوانند از طریق آن به باج خواهی بیشتر نسبت به خواسته های خود روی آورند.

جنگ در هر ابعادی نتیجه ای جز ویرانی، تباهی، آوارگی و نابودی ندارد و اگر امروز در برابر چنین دست تجاوزهایی کاری صورت نگیرد چه بسا دودِ این دست ستیزها و اشغالگری ها در چشم دیگر ملت ها برود. روسیه از دیرباز نشان داد که به دنبال گسترش راه های تنفس خود است و همیشه رویای دست یابی به آب های آزاد و تجارت از این طریق را در سر می پروراند. از تجاوز تاریخی روس ها به ملت ایران در دوره های متفاوت تاریخی تا جدا کردن بخش بزرگی از خاک ایران، همگی بیانگر خطری است که می تواند در آینده دامن گیر ایران و ایرانیان شود. حمایت بی چون و چرا برخی از چهره های سیاسی کشور از دولت روسیه به بهانه ای دوستی با ایران درست به مانند مَثَل خاله خرسه است.

 

آمریکا، اروپا و پایانِ ماجرا

اینک و درست در زمانی که جهان می تواند با یک اشتباهِ بزرگِ تاریخی، نسخه ماندگاری و پویایی خود را بر همیشه بپیچد، دولت ها با وسواس و احتیاط خاصی نسبت به این تجاوز رفتار می کنند. تبعیت نکردن اروپا از تحریم نفت و گاز روسیه، به زعم برخی از کارشناسان شاید پایان قدرت نمایی آمریکا در جهان باشد ولی نباید این موضوع را فراموش کنیم که بیش از 40% گاز اروپا را روسیه تامین می کند. از این رو همراهی نکردن اروپاییان با این دست تحریم ها، اصل منطق و درکِ درستِ مدیریت فرامنطقه ای را نشان می دهد.

تحریم نفت و گاز روسیه به دست دولت کنونی آمریکا شاید در کوتاه مدت تاثیر چندانی را در اقتصادِ جهانی نداشته باشد ولی بی گمان در دراز مدت باعث فروپاشی اقتصادی دولت روسیه خواهد شد. درست به مانند تحریم های کمر شکن دهه 80 میلادی که اتفاقا در آن زمان منجر به فروپاشی شوروی شد. در این بین نباید از نقشِ بنیاد های پشت پرده جهانی در جنگ اوکراین غافل شد. حال با تمامی این تفاسیر، جنگ امروز در اوکراین باتلاقِ تاریخی پوتین است و شاید به نوعی پایانِ یک توهم.

ادامه مطلب

اجتماعی

اقتصاد بیمار پاشنه آشیل تمامی دولت ها

اقتصاد بیمار پاشنه آشیل تمامی دولت ها

منتشر شده

در

توسط

اقتصاد بیمار پاشنه آشیل تمامی دولت ها
اقتصاد بیمار پاشنه آشیل تمامی دولت ها

مسلم ناظری؛ روزنامه نگار- با افزایش روزافزون قیمت کالای اساسی در ایران، قشر ضعیف جامعه که نیازمند حمایت کامل دولت است، کاملا فلج شد. در این بین قشر متوسط جامعه نیز با توجه به گرانی های سرسام آور روی به سوی صرفه جویی و عدم استفاده از مواد لازم و مغذی برای خود و فرزندان خود آورده اند. آنچه می تواند در آینده نگران کننده باشد، رشد غیر متعارف زباله گردی و کارتن خوابی است. پدیده ای که امروز نیز در جای جای شهرهای ایران و حتی تهران به روشنی با آن روبرو هستیم.

وظیفه اصلی دولت ها در تمام کشورهای جهان تامین منابع برای مردم است، زیرا دولت ها از مردم قدرت می گیرند و چیزی فراتر از یک گروه اداره کننده نیستند. پیش از انتخابات گاه با شعارهای نامتعارف به دنبال جذب رای دهنده می گردند و پس از انتخابات گویی فراموش می کنند که چه چیزهایی را وعده داده اند. فقر یکی از خطرناک ترین معضلات کنونی کشور است و مسئولان در تمامی نهادهای حاکمیتی گویا نسبت به این معضل خطرناک بی تفاوت هستند.

فقر می تواند شالوده ی اصلی جامعه ی ایران یعنی خانواده را از هم بپاشد و همانگونه که طبق آمار می توانیم در این باره قضاوت کنیم، فروپاشی نهاد خانواده، جدایی، خودکشی و حتی تن فروشی ست که مسئولیت تمام آن بر عهده دولت و دولت مردان است. اگر توانایی مهار چنین دست مشکلات و بحران های اقتصادی را که وظبفه اصلی و اساسی دولت است، وجود نداشته باشد پس چه نیازی ست که برای دست یابی به صندلی قدرت وعده های بدون پشتوانه ارائه دهیم.

اقتصاد اگر بیمار باشد هیچ رشدی در کشور چه از نظر فرهنگی، چه اجتماعی و چه سیاسی رخ نمی دهد. انسان گرسنه و ناتوان نمی تواند به درستی فکر کند و نسبت به پدیده های پیرامون خود به پرسش گری بپردازد. درست است که بخشی از اقتصاد بیمار امروز ایران مبتنی بر تحریم است ولی نباید از کاسبان تحریم نیز به سادگی بگذریم. تحریم نباید بهانه ای باشد تا عزت ایرانیان خدشه دار شود. زیبنده نیست که یک شهروند ایرانی برای تهیه مایحتاج زندگی خود سر در زباله فرو ببرد یا اینکه بر در و دیوار شهر اطلاعیه کلیه فروشی بنویسد. شهروند ایرانی با وفور نعمت خاک و منابع نباید در دغدغه و رنج زندگی کند و از بین بردن موانع کنونی وظیفه حاکمیتی و قانونی دولت است. پس دولت باید تمام توان و ظرفیت های خودش را برای مهار تورم، تأمین نیازهای اساسی و حمایت از شهروندان اختصاص دهد چون امروز جامعه ایرانی بیش از پیش نیاز به حمایت دولتمردان و مسئولان دارد و این همراهی مطالبه به حق آنان می باشد.

ادامه مطلب

برترین ها