اجتماعی

برای جلوگیری از عقب ماندگی؛ کتاب بخوانیم!

منتشر شده

در

سید علیرضا پورمرادی؛ روزنامه نگار- همیشه برایم این سوال مطرح بود که چرا سرانه ی مطالعه در ایران پایین است و هموطنانمان با مطالعه بیگانه هستند؟!
یکی از مهم ترین ویژگی های یک جامعه پویا، آگاهی ست. این آگاهی گاه از یک فرآیند درونی پدید می آید که توان بازپروری و رشد را در جامعه ایجاد می کند.
یکی از این فرآیندهای آگاهی بخش، مطالعه است. آنچه امروز در جامعه ایرانی، کم ترین ارزش را دارد.
اگر یک جامعه در درون خود دچار تغییر شود، این روند به پرورش و شکوفایی آن جامعه کمک می کند و اگر این عامل از بیرون رخ دهد، دچار گسست فرهنگی و اجتماعی خواهد شد.
آموزش درست می تواند زمینه ساز شکل گیری نسلی خردورز و آگاه شود که خود یکی از عوامل ایجاد یک جامعه ی سالم است.
مطالعه و کتاب خوانی در جامعه امروز ایران با شیبی تند به سوی واپسگرایی می تازد و اگر در این زمینه اقدامی صورت نگیرند در آینده نه چندان دور، فروپاشی اندیشه و خردگرایی را به نگاره خواهیم نشست.
عقب ماندگی امروز جامعه ایرانی در ندانستن و نخواندن می گذرد. نخواندنی که شاید بهانه های بسیاری برای آن می توان تراشید.
گاه از دوستان و نزدیکان خود می شنویم که می گویند با این وضع اقتصادی چه کسی حوصله کتاب را دارد!
یا اینکه با این همه مشکلات وقتی برای کتاب خواندن ندارم!
براستی چند بار با چنین بهانه هایی روبرو شدیم؟ چندبار از خود پرسیدیم که آیا این بهانه ها منطقی ست یا نه؟
در این مقاله کوتاه به بررسی عقب ماندگی جامعه ایرانی می پردازیم.
امروزه کمتر کسی را می بینیم که با شبکه های اجتماعی آشنایی نداشته باشد. شبکه هایی که در کنار تمام فرصت های فرهنگی و اقتصادی، یکی از عوامل اصلی بیچارگی جامعه ما شده است. به روشنی می توانیم در یابیم که فرهنگ نادرست بهره گیری از این شبکه ها چه آسیب های سخت و سنگینی به جامعه امروز ما وارد آورده است. اشتباه نکنید! در این مقاله نمی خواهیم از زیان هایی شبکه های اجتماعی سخن بگوییم، بلکه به دنبال آنیم تا خواننده دریابد چگونه باید پیش از بهره گیری از هر روش یا فناوری جدیدی، فرهنگ استفاده از آن را بیاموزد!
بسیار در اطراف خود دیده ایم که دوستان ما ساعت های بسیاری را در این شبکه های می گذرانند. ساعت هایی که شاید آنچنان هم بهره درستی از مضمون و مطالب آن به دست نیاورند در حالی که یک عادت بیمارگونه است.
فرض کنیم شخصی در روز سه ساعت را در این شبکه ها وقت گذرانی می کند. اگر بدانیم و آگاه باشم که فقط یک ساعت از آن سه ساعت را به خواندن یک کتاب صرف کنیم، می توانیم در یک سال 12 کتاب جدید بخوانیم، باز هم می گوییم وقت نداریم؟ یا اینکه می دانیم و نمی خواهیم تغییر کنیم!
اگر به دنبال تغییر در جامعه و آگاهی هستیم، پس باید برای خواسته درونی و دغدغه ذهنی خود گامی برداریم. جامعه ای دارای سلامت روان و آرامش درونی ست که برای پرورش خود زمان بگذارد، هزینه کند و خواهان پاسخ باشد.
کتاب خوانی مهم ترین عامل جهش فکری بشریت و ساختن ساختمان انسانی ست. ساختمانی که با آگاهی آغاز می گردد، با آزادی رشد می کند و با آبادی بار می دهد.

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

برترین ها

خروج از نسخه موبایل