اجتماعی

اقتدا ر اقتصادی مستلزم حفظ ارزش پول ملی

منتشر شده

در

گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گل ها زشت یا زیبا مکن
مولانا
مسلم ناظری، روزنامه نگار- مهم ترین مسأله ای که در دهه های گذشته زندگی ایرانیان را تحت تأثیر قرار داد؛ چیزی نبود جز افزایش قیمت دلار و به عبارتی صحیح تر کاهش ارزش پول ملی در برابر تمامی ارزهای جهان!
نوعی بی اقتداری در مدیریت اقتصادی کشور که با بهانه های تحریم و عدم ارتباط مالی بانک های داخلی و خارجی همیشه مورد توجیه قرار گرفته است!
این هرج و مرج اقتصادی تا آنجا پیش رفته که با دلار 18 هزار تومانی در سطح بازار مواجه ایم و برای درک بهتر این موضوع، اینگونه می توان بیان داشت که بیش از 80 درصد مردم کشور دچار فقر مسئولان خواسته ای شده اند! یعنی دیگر در این سرزمین پرگوهر هیچ جوان ایرانی توانایی خرید خانه ای را با درآمد شرافتمندانه در طول مدت زندگی اش نخواهد داشت! یعنی هیچ جوان ایرانی توانایی و فرصت تشکیل خانواده و هیچ کارگری توانایی مدیریت هزینه های زندگی اش را نخواهد داشت! یعنی که مثل جناب دکتر ولایتی باید مثل مردم یمن سختی ها را با بستن لنگ و خوردن نان خشک تحمل کنیم، یعنی به ناچار باید توهمات برنامه های کارشناسی شده صدا و سیما و البته چهره های مطرح تلویزیون و سینما را بپذیریم که گوشت سرطان زاست و به همراه بسیاری از محصولات غذایی دیگر برای سلامتی مضر است و اینکه لحظه ای قیمتش بالا می رود و هیچ برنامه و نظارتی هم درکار نیست، فقط و فقط بخاطر سلامتی مردمان این سرزمین است و بس…
مردمی که تا به امروز از هر طریقی که می توانستند با صرفه جویی و کم کردن هزینه های ضروری زندگی شان سختی ها و مشقت های فراوان را تحمل کردند تا شاید مسئولان و مدیرانشان کمی اندیشه وتدبیر به خرج دهند و نه برای خودشان، بلکه برای ابهت و اقتدار ج.ا.ا که این همه سال جان ها و خون ها در راه توسعه و اعتلایش داده اند؛ کاری کنند!
گویی مسئولان هنوز نمی دانند که حکومت ها مسئول تامین امنیت مردمانشان هستند؛ امنیتی که فقط نظامی نیست! امنیت اقتصادی هم یکی از ارکان امنیت است و تأمینش با مسئولان می باشد! اینکه لحظه ای ارزش پول ملی کاهش پیدا می کند؛ نه تنها شایسته نظام ج.ا.ا نیست بلکه آسیبی به مراتب سهمگین و سنگین تر از دشمنان خارجی به همراه دارد! اینکه مردمان سختکوش این سرزمین شبانه روز تلاش می کنند و با بخور و نمیر شب را به روز و روز را به شب می رسانند و با سیلی صورتشان را سرخ می کنند؛ ولی در نهایت فقیرتر از قبل می شوند؛ نه تنها منصفانه و جوانمردانه نیست؛ بلکه اوج رذالت و پستی برای آنانی است که می خواهند جلوی عزت، افتخار و اقتدار ایران و ایرانی را بگیرند! ایکاش آنانی که قلم به دست دارند و با ناآگاهی و یا شاید به عمد فردای تیره و تاریک جمهوری اسلامی ایران عزیز را با تصمیم هایشان می خواهند؛ کمی وجدان داشتند و در اموری که تخصصی در آن ندارند، ورود پیدا نمی کردند و می فهمیدند که اقتصاد فراتر از علم است و با توهم و دستور نمی شود مدیریتش کرد چون تفاوتش از زمین تا آسمان است و فراتر از تدبیر؛ اراده هم می خواهد؛ اراده ای منطقی برای ساختن و آبادانی کشور عزیزمان ایران…

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

برترین ها

خروج از نسخه موبایل